به گزارش اقتصادنیوز، پویا جبل عاملی، اقتصاددان، در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد چنین نوشت:
امینالضرب با درک عمیق خود، پیشرفت غرب را مرهون وجود «بانک» میدانست. متأسفانه، ما در پنجاه سال اخیر از داشتن یک بانک واقعی محروم بودهایم. وظیفه اصلی بانک، تبدیل سپردههای خرد و کوتاهمدت به وامهای بزرگتر و بلندمدت با بازدهی بالا است. «بانکداری غیرمتعارف» ما هرگز به این وظیفه نزدیک نشده و پس از یک قرن و نیم، آرزوی دغدغهمندان کشور برای داشتن یک بانک واقعی همچنان محقق نشده است.
در ظاهر، موسساتی با عنوان بانک فعالیت میکنند و سپردهگذار و وامگیرنده نیز وجود دارند، اما این نهادها به دلیل فرآیندهای کاری و مقررات تحمیلی، نقش بانکداری تجاری را ایفا نمیکنند. بانکداری کنونی ما، اولاً قادر به شناسایی پروژههای بهینه برای اعطای وام نیست. ثانیاً، سپردههای موجود برای حجم اقتصاد ایران و تقاضای وام کافی نیست. ثالثاً، عدم تعادل بین سپرده و وام به حدی است که نیازمند کمک بانک مرکزی و افزایش حجم پول میشود. رابعاً، به دلیل عدم کسب سود از فعالیت اصلی بانکداری، بانک به روشهای مختلف به خود وام میدهد. بنابراین، در بانکداری غیرمتعارف ایران، کسبوکار بانک صرفاً جذب سپرده برای تأمین مالی پروژههایی است که خود بانک به اشکال گوناگون در حال اجرای آنها و کسب سود از آنهاست.
در این میان، باید تا حد امکان نشان داد که دستورالعملهای نهاد ناظر رعایت میشود و همچنین نشان داده شود که بانک آنقدر بزرگ است که بانک مرکزی در زمان کمبود منابع باید به آن کمک کند. چنین فرآیند کسبوکاری جواب آمیرزا تنها مختص ماست و دلیل آن: بانکداری غیرمتعارف است.
در بانکداری متعارف، نرخ بهره به گونهای است که انگیزه برای سپردهگذاری وجود دارد و در نتیجه، بانک تنها با تبدیل سپرده به وام و اعطای آن با بالاترین نرخ ممکن، میتواند سودی کسب کند که نیازی به ورود به کسبوکارهای دیگر نداشته باشد. در بانکداری متعارف غربی، انگیزه برای کسب سود از طریق بانکداری تجاری وجود دارد و سیستم به گونهای عمل میکند که هم سپردهگذار و هم وامگیرنده راضی باشند.
بانکداری غیرمتعارف ما با نپذیرفتن نرخ بهره، بانکداری تجاری را از سودآوری خارج میکند، سپردهگذار را از پسانداز در بانک ناامید میسازد و تنها وامگیرنده را با نرخهای پایین خشنود میکند. نتیجه این وضعیت روشن است: چاپ پول توسط بانک مرکزی، اعطای وام به افراد دارای بیشترین ارتباط، و عدم توازن سیستمی. البته که این نتیجه، تنها به تورم دامن میزند. چنین بانکداری در هیچ کشور اسلامی دیگری وجود ندارد؛ زیرا آنها حداقل از یک سیستم دوگانه استفاده میکنند که بانکداری غیرمتعارف تنها بخش کوچکی از سیستم را تشکیل داده و بقیه طبق روال بانکداری جهانی اداره میشود.
بانکداری ما نه تنها با نپذیرفتن نرخ بهره متعارف، ذاتاً نامتوازن است و عاملی برای تورم میشود، بلکه بانک مرکزی نیز دیگر نمیتواند از طریق نرخ سیاستی خود بر انتظارات تأثیر بگذارد و سیاست پولی خود را پیش ببرد. در واقع، بانک مرکزی هم باید عدم توازن بانکداری غیرمتعارف را جبران کند و هم شاهد از کار افتادن چشمگیر کانال نرخ سیاستی خود باشد؛ زیرا قرار است نرخ سیاستی بر نرخهای سیستم بانکی مؤثر باشد و آن نرخها نیز بر انتظارات مصرفی و سرمایهگذاری برای کنترل تورم اثر بگذارند.
اما عملاً نرخهای سیستم تأثیر بسزایی از نرخ سیاستی نمیگیرند و از این رو، این ابزار بانک مرکزی نیز برای کنترل تورم کارآمد نیست. اگرچه بودجه و عدم توازن بخش دولتی از عوامل اصلی ایجاد تورم افسارگسیخته در ایران است که در این مقاله به آن پرداخته نشد، اما بانکداری غیرمتعارف و عدم پذیرش نرخ بهره نیز قطعهای مهم در پازل تورم ایران است که تا اصلاح نشود، هم تورم معمول ۲ درصدی محقق نمیشود و هم پیشرفتی که امینالضرب در غرب مشاهده کرده بود، به وقوع نمیپیوندد.
ضرورت اصلاح اکوسیستم نامتوازن نظام بانکی | جبلعاملی: نرخ بهره واقعی پایین و نامتعادل عامل اصلی ایجاد بانکهای زامبی است
رفع اختلال در خدمات خرید و انتقال وجه چهار بانک/ سقف انتقال پایا افزایش یافت؟
نرخ سود بینبانکی افزایش یافت+ جزئیات
نحوه فعالیت بانکها از شنبه اعلام شد